السيد محمد حسين الطهراني

67

الله شناسى (فارسى)

براى خود كَوْنى و تحقّقى داشته باشد . » و در بيان غير از اين‌ها از توالى فاسده گويد : « مانند عدم انعقاد حمل در ميان آن دو ، و مانند لزوم ثَنَويّت خارجيّهء واقعيّه . زيرا در اين صورت وجود حقيقى نور است و ماهيّت ظلمت است ، و مفروض آنست كه آن دو تا دو موجود اصيل هستند . » « 1 » مراد سبزوارى از قائل به « أصالة الوجود و الماهيّة » هم‌عصر خود شيخ احسائى است بالجمله بايد دانست : مراد حكيم سبزوارى ( قدّه ) از يك نفر همعصران خويش كه استناد و اعتماد به قواعد حكمت نمىنموده ؛ و بدين جهت قائل به أصالة الوجود و الماهيّة با هم شده است ، شيخ أحمد احسائى مىباشد . و در اين نسبت در ميان علما و حكماى پس از عصر حكيم جاى شبهه و ترديدى نيست . جناب محترم آقاى مرتضى مدرّسى چهاردهى در شرح حال شيخ احسائى كه به تصحيح عبّاس اقبال آشتيانى تدوين يافته است « 2 » از جمله ذكر

--> ( 1 ) شرح منظومهء حكيم معظّم حاج ملّا هادى سبزوارى ، طبع ناصرى ، ص 5 ( 2 ) عبّاس اقبال آشتيانى در مجلّهء « يادگار » تحت عنوان احوال بزرگان آورده است : « شيخ أحمد احسائى ( 1166 - 1241 ) به قلم آقاى مرتضى مدرّسى چهاردهى : شرح ذيل يك قسمت از كتاب بسيار مفيدى است كه آقاى مرتضى مدرّسى چهاردهى مدّتهاست به هدايت و تشويق استاد علّامهء بزرگوار آقاى محمّد قزوينى مُدّ ظلُّه در شرح حال مشاهير و بزرگان يك قرن و نيم اخير ايران در دست تأليف دارند . اين كتاب گرانبها كه اميدواريم به زودى كامل و به زيور طبع آراسته گردد ، از آنجا كه مؤلّف محترم شب و روز خود را در كار تكميل آن و جمع آورى هر گونه اطّلاعات صرف مىكنند و همّتى ملال‌ناپذير و ذوقى مخصوص در راه آن به خرج مىدهند البتّه تأليفى نفيس خواهد بود . و آقاى مدرّسى با فراهم آوردن آن بار بزرگى را از گردن آيندگان كه جويندهء نام و نشان بزرگان و مشاهير قريب به عهد ما هستند بر خواهند داشت . ما اين نوشته را كه در معرّفى يكى از مشاهير قرن گذشتهء ايران ، يعنى شيخ أحمد احسائى مؤسّس مذهب شيخيّه و محرّك چند نهضت مذهبى در اين كشور نگاشته شده ،